
خبرگزاری فارس: با پایان تصویربرداری فیلم «مشت زن» به کارگردانی روزبه روحیپور و تهیهکنندگی محمد حسنزاده، مراحل فنی فیلم آغاز شد.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، تصویربرداری فیلم «مشت زن» اواخر اسفندماه سال گذشته آغاز شد و به تازگی در خیابان کریمخان به پایان رسیده است. تدوین فیلم توسط کارگردان (روحیپور) انجام میشود و صداگذاری و موسیقی فیلم به ترتیب به ایمانراد و رامین بهنا سپرده شده است و تا ماه دیگر مراحل فنی فیلم به پایان خواهد رسید.
بنا براین گزارش، تصویربرداری خیابان در مرکز شهر، برج نگار، بیمارستان عمل و فیروزگر، دفتری در حوالی مفتح از جمله لوکیشنهای اصلی کار بوده است.
آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سحر زکریا، زهره فکورصبور، فخرالدین صدیقشریف، روح ا...کمانی، اکبر معززی، رامتین خداپناهی، شیوا ابراهیمی، فربد فرهنگ، مجتبی رحمتی، فرهاد مهدوی، شاپور کلهر، کیارش عباسی و... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
«مشت زن» داستان زندگی آقای آدینه را روایت میکند که از پست دولتی خود استعفا داده و با تلاش شخصی امروز به جایگاه مهمی از نظر اجتماعی و اقتصادی رسیده است. او بعد از گذشت چندین سال تصمیم دارد شخصی که قصد داشت مانع از رشد و پیشرفتش شده را سر جای خود بنشاند و از این رو درگیر یک پرونده اقتصادی میشود... .
تعدادی از عواملی که در ساخت فیلم همکاری دارند، عبارتند از:
نویسنده: ریحانه حسنزاده/ مدیر تصویربرداری: فریبرز سیگارودی/ مدیر تولید و برنامهریزی: آناهید آباد/ طراح گریم: نجمه لشگری/ طراح صحنه: رضا عسگرخانی/ طراح لباس: وحیده حیدری/ صدابردار: امیر پرتوزاده/ دستیار اول کارگردان و برنامهریز: امید راد/ مدیر روابطعمومی: امین داداشی/ منشی صحنه: الهام راد/ دستیار دوم کارگردان و دستیار تدوین: آرش غلام آزاد/ عکاس: سمانه لشگری/ مدیر تدارکات: جمشید جباری.
روزبه روحیپور فارغ التحصیل بازیگری تئاتر بوده و پیش از این به عنوان دستیار با کارگردانانی چون مسعود کیمیایی، فرزاد موتمن و علیرضا امینی فعالیت کرده است. او که ساخت 15 فیلم کوتاه و فیلم «رفقای فراموش شده» را در کارنامه داشته، عنوان بندی فیلم های سینمایی «حکم» و «رئیس» را نیز برعهده داشته است.
«مشت زن» برای توزیع در شبکه نمایش خانگی و پخش از یکی از شبکههای تلویزیون تهیه و تولید شده است.

نویسند کارگردان و تدوین گر : روزبه روحی پور
مدیر تصویر برداری: حمید شکوهی
صدابردار: محسن ثقفی
صحنه و لباس : سعید صیادی
مدیر تولید : پژمان حسینی
دستیار اول کارگردان : مهسا حصار مجرد
دستیار اول تصویر بردار : مهدی هفت ایوان
تهیه کننده : فرهنگ ظفری
بازیگران : کیارش عباسی الهام فریدون پور محمد محمودی نیا پژمان حسنی

http://www.facebook.com/media/set/?set=a.2025856326723.2096853.1253471979&type=1&l=3f7743d8bf
المان ایتالیا برزیل تقسیم جام ها
مهم نیست اسپانیا پر ستاره است یا انگلیس
ارژانتین مسی رو داره یا فرانسه یا پرتغال و رونالدو
قهرمانی جهان فقط شخصیت قهرمانی می خواهد بس اسپانیا در ۱۸ جام ثابت کرده این فاکتور را
نداره انگلیس در جام جهانی نیز همین گونه است هرچند یک بار با شرایط میزبانی و افتضاح داور روسی
این مهم رسید (۱۹۹۶) فرانسه هم همین طور (۱۹۹۸) هرچند فرانسه با بهترین تیم دورانش هم
(۱۹۸۲/۱۹۸۶) نتوانست بهتر از مقام سوم و چهارم کسب کند .
ارژانتین نیز با کسب دو قهرمانی ۱۹۷۸ و ۱۹۸۶ و نایب قهرمانی ۱۹۹۰ امسال ضعف بزرگی به نام
مربی دارد مارادونا هرچند بزگترین بازیکن تاریخ است اما ثابت کرده مربی خوبی نیست .
چرا المان ایتالیا و برزیل ؟
بخاطر ثبات در تمام جام ها
برزیل حضور در همه ادوار ۱۸ تا ۵ قهرمانی ۲ نایب قهرمانی و ۲ سومی جمعا ۹ بار جزو ۴ تیم بوده
المان در همه ادوار بوده (به استسنا دور اول که خوئ شرکت نکرده و یک بار هم برای جنگ جهانی
۳ قهرمانی ۴ نایب قهرمانی ۳ مقام سومی جمعا ۱۱ بار جزو چهار تیم
ایتا لیا ۴ قهرمانی ۲ نایب قهرمانی ۱ مقام سومی ۷ بار جزو چهار تیم
این مقام سه سه تیم ثابت می کند جام جهانی لم خاص خود را دارد این ها با ثبات ترین هستند
حتی این مقام ها در مواردی بدست اوردند که تیم هایشان در دوران بدی به سر می برد .
ومتخصص جام جهانی المان است با ۱۰ بار حضور در نیمه نهایی جالب است بدانید المان تا به حال
هیچ بار نه در دور مقدماتی حذف شد نه در یک هشتم همیشه در تمام حضور هایش جزو هشت تیم
بود حتی در دوران افول تیم المان
در ادامه و قسمت بعدی به ترتبب به شرح کامل این سه تیم می پردازیم
ادامه دارد
ایمیل شان بگذارند تا بتنوان همین جا به سوالاتشان یه کاری که دارند پاسخ بدم واقعا برای من مقدور
نیست با همه عزیزان تماس تلفنی بگیریم برای سوالاتشان . ممنون
چند روز پیش ... که برام دی وی دی می اره چند تا فیلم ایرانی اورد که توش یکی کار جدید بهمن قبادی
و یک فیلم مثل همیشه اکران نشده از سامان سالور (چند کیلو خرما برای تدفین )
وقتی خیلی کوچک بودیم یا فیلم های نوار کوچک یا بتاماکس یا فیلم های فارسی قدیمی می دیدم
یا فیلم های های قبل انقلاب دوبله شد بود و به کل فیلم های جدید خبری از انها نبود در اواسط دهه
هفتاد با باز شدن فضای فرهنگی و ازادی ویدیو اوضاع کمی بهتر شد بطور مثال بعد ۵ سال تاخیر
می شد فیلم کازینو اسکورسیزی را با کیفیت متوسط دید البته زبان اصلی
اما الان فیلم که در امریکا اکران می شه بعد دو هفته با زیر نویس کیفیت اینه تو ساک دی وی دی
فروش است . قبلا فیلم ایرانی مجال اکران نداشت فراموش شده می شد . بجز دو کار مخملباف
با کیفیت بعد به بازار سیاه امد . حال این فرصت است که بعضی از فیلم های لیست سیاه
با کیفیت خوب به دست مردم می رسد .
گربه های ایرانی خبری نیست ؟
شاید این اولین فیلمی بود که از اقای قبادی دیدم و توانستم با اون ارتباط بر قرار کنم . و بازی مثل
همیشه بی نظیر حامد بهداد . البته فیلم به لحاظ ساختار خیلی نزدیک به فیلم دیوار الن پارکر بود
این فیلم خارج از بحث سینمایی سندی است برای اینده که موسیقی ایران در داخل کشور چه وضعیتی
داشت . وقتی که نابینا یان نیز رخت مهاجرت بستند .
خرما برای تدفین
من تا حالا فیلمی از سالور ندیدم ولی این فیلمش خیلی دوست داشتم روایت تلخ و سیاه ادم های
تنها در نا کجا اباد سفید پوشی که باز سیاه می نماید و ابایی ندارند که عاشق جسدی شوند
ظرافتی دوست داشتنی که ادم های از همه جا برید به امید زنده نیستن بلکه این عشق است
که ادم ها را می تواند نگه دارد حال این معشوق می تواند جسد باشد کسی که سال هاست
از انجا رفتن . محسن طنابنده به خوبی نماینده قشری بیچاره و در مانده ایی است با زورگویی
به ضعیف تر زنده است .
به عشق این زنده ایم که فیلم هایی که از ما ها در صدور پروانه نمایش ارشاد گیر کرده نیز به دست
مردم برسد.

فیلم محاکمه در خیابان بیست هفتمین فیلم استاد مسعود کیمیایی اکران شد
سخنی جایز نیست دست به سینه می نشینم و فقط تماشا می کنیم اثر استادی که با آثار او
بزرگ شدیم . عاشق شدیم . سینما را یاد گرفتیم شاگردی کردیم و ..................
رای باز بسته شده
دیگر نمی خواستم خبر مرگی را درج کنم ولی نتوانستم از مرگ خالق اثر بیاد ماندنی رای باز
بگذرم فیلمی که ماننده دیگر فیلم های خاص و بکر دیگر مجال اکران نیافت.
در چه حالی این فیلم را دیدم دوره دانشجویی دسته جمعی تو جشنواره فجر سینما جمهوری
یادش گرامی باد
مهدی نوربخش (رای باز /عاشق مترسک)
گوشت خوک و مستراح پای چپ

کتاب قانون ؟
من بجز فیلم اول مازیار میری (قطعه نا تمام ) فیلم های بعدی اش را دوست نداشتم مخصوصا این
اخری پاداش سکوت ولی بر اساس اینکه کارگردانی است که کارش را خوب بلد است به تماشا این
اثر وی نیز رفتم .
در مجموع فیلم بعدی نبود و لی با خوش سلیقگی که به خرج داده بود از جهاتی به نظر من دچار مشکل
بود معلوم نبود ما با فیلمی در چه ژانری مواجه هستیم
اخلاقی و عبرت اموز
کمدی کلام
تراژدی
و خیلی ژانرهای دیگر ی که در ان می گنجید .
فیلمی که دارای همه انها باشد فی النفس ایراد نیست ولی دقایق طولانی فیلم به سمت طنز می رفت
و به یک دفعه بی مقدمه به سمت لحظات مذهبی اگر بگویم که ان لحظات طنز به این خاطر بوده که
که تماشاچی را با خود همراه کند که خیلی زیاد بود .
در کل هارمونی و تناسبی در کل فیلم برقرار نبود . شاید این تنها ایراد فیلم بود .
ولی در همه موقیعت خوب اجرا شد طنز اش به شدت می خنداند و طناز بود
درام و قسمت عاطفی اش خوب در امده بود
همین طور نکات پند اموز اش . ولی این سه قسمت خوب به هم چفت نشده بود .
و نمی شود از بازی بسیار در خشان فریده سپاه منصور به راحتی گذشت شاید هر انتخابی
به جز او برای این نقش می شد به هیچ وجهه قسمت طنز فیلم در نمی امد .
همین طور سید مهرداد ضیایی و فتحعلی بیگی .
فیلم نیش و کنایه های خوبی نیز داشت. سفرهای بیهود دولتی و ریخت پاش بیت المال
اصل دین را ول کردن و تعصب روی فرع و دیگر موضو عاتی که گفتنش خطر دارد بهتر است خوتان ببیند
و در مسلمانی خود تجدید نظر کنید.
کارگردان
حمید نعمت الله کارگردان جوان و خوش قریحه ای که چند سال قبل فیلم خوب بوتیک را ساخت .
دستیار سابق مسعود کیمیایی (ضیافت / مرسدس) و ایرج قادری(می خواهم زنده بمانم )
حمید نعمت الله مانند اصغر فرهادی قصه و فیلم نامه فیلم هایش بر کارگردانی اش می چربد .
بوتیک فیلم ای در ظاهر ساده و لی عمیق که برامده از فیلم نامه ساد و دقیق.
بی پولی قصه ای ساده که بارها مصداق های ان را در حوالی خود دیده ایم ولی نعمت الله با
خوش سلیقهگی خود این متحوای تلخ و گریه دار را با طنازی کامل روایت کرده که بیشتر تماشاگر
را می خنداند .
بی پولی نمره فیلم نامه ۸۵
بی پولی نمره کارگردانی ۷۰

بی پولی
دقت به جزییات
اکلیل پای چشم لیلا حاتمی هنگام رفتن به عروسی با وانت سرایدار
از یک صندوق صدقه و یک اسکناس یک سکانس تمام عیار ساختن ( نمی دانم چرا یاد سوسیس
کباب کردن سنتوری افتادم)
پرت نداشتن
چیزی اضافه و پرت نداشت جلال بابای بهرام رادن به اندازه و تاثیر گذار که کامل می توان گذشته
و خانواده رادان فهمید
انتخاب های درست
جز لیلا حاتمی که به نقش نمی خورد چه سنی چه ........
همه انتخاب ها خوب بود مخصوصا سیامک انصاری وقتی که متینگ می امد

و ان عینک و پیژامه ابی که کار فوق العاده کیوان مقدم طراح صحنه و لباس بی پولی بود
علی سلیمانی استاد بچه های مذهبی با نمک و شیرین
امیر جعفری قالتاق بالفطره
بابک حمیدیان که بعد ریسمان باز خوب خود را در نقش های کمیک جا کرده
و حبیب رضایی در سکانس ناب و به یاد ماندنی فیلم اویزان شدن از بارفیکس و ادای میمن در اوردن
و خلاصه
وقتی نعمت الله را بوتیک را ساخت همه را شگفت زده کرد و عده ای ان را یک اتفاق دانسته
و اعلام کردنند باید منتظر فیلم دوم وی باشیم حال بی پولی اماده است برای همه
که بدانند از بی پولی نمی شود فرار کرد چون اتفاق نیست واقعیت است
راستی داشت یادم می رفت از فیلمبرداری جادوگر (زرین دست سینما ایران )
صدای همیشه نت عمو اسحاق خانزادی
من پول ندارم تو پول نداری شما پول دارین ؟

راحترین بازی برای شرط بندی در تمام دنیا فکر نکنم از بچه ۵ ساله تا بانو ۹۰ ساله در پیش بینی
این بازی خطا کنند جز رییس فدراسیون فوتبال که فکر می کرد این بازی برنده دارد یا بنده خدا در
در باره این بازی اطلاعات ندارد مثل اطلاعات اش در مورد فوتبال ندانستن مربی منچستر ؟؟؟؟/
بازی یک - یک شد مثل همیشه در این پنج سال شاید از سر دلسوزی دولت مهرورزی است
که کسی از طرفداران مبادا دلش بشکند هرچند دیروز طرفداران دو تیم حاضر بودند تیم شان
ببازد و لی بازی یک -یک نشود که شد تنها پیشرفت این داربی این بود که باعث تنوع شد و این
بود که گل اول را پرسپولیس زد .
داربی بدون کریمی/ جباری/ برهانی / پژمان نوری / نیکبخت / خلیلی / روانخوا ه .................
یک خبر داغ بر ای علاقمندان این وبلاگ پیشا پیش نتایج داربی اینده را خبر رسانی میکند
داربی ۶۸ / ۱-۱
داربی ۶۹ / ۱-۱
داربی ۷۰ / ۱-۱
داربی ۷۱/ ۱-۱
مسابقه پيش بيني با جوايز ارزنده
پيش بيني كنيد در داربي هاي ۶۸ تا ۷۱ كه مسابقه ۱-۱ مي شود گل اول را پرسپوليس مي زند
يا استقلال
وارژ کریم مسیحی کارگردان خوب فیلم پرده اخر
وارژ کریم مسیحی تدوینگر توانای سینمای ایران
وارژ کریم مسیحی دستیار بهرام بیضایی
حال وارژ کریم مسیحی و فیلم ترید
ابتدا برای دیدن این فیلم باید فیلم یا نمایش هملت را دیده باشید یا لااقل نمایش نامه ان را خوانده
باشید .
فیلم براساس نمایش نامه شکسپیر است . سیاوش تمام اتفاقات زندگی اش شبیه اتفاقات هملت
است و پدرش به دست عمویش کشته می شود و خودکشی نشان داده می شود .
مادرش بلافاصله با عمویش ازداواج می کند . پدر نامزدش پیشکار خاین پدرش است و...............
فیلم از نظر کارگردانی / فیلم بردای / تدوین و مخصوصا صداگذاری بی نظیر پرویز ابنار خیلی خوب است
و ما هم از کارگردان پرده اخر همین انتظار را داشتیم و لی محتوا ؟
هملت ایرانی ؟
بجای قصر از کاخ قدیمی و این همه خدم و حشم/ این مافیای های اقتصادی با این شکل و شمایل
این همه کارکترهای دور شخصیت سیاوش کمی تو ذوق می زند بطور کل خوب ایرانیزه نشده
کاش فیلمی با این بار تکنیکی خوب کمی بیشتر روی فیلم نامه ان که البته نقصی ندارد کار میشد
تا به فضای ایران و شخصیت های ملموس تری نزدیک می شد .
ولی فیلمی است که ارزش دیدن را دارد ولی برای کسانی که هملت را دیده و این نمایش نامه را
دوست داشته باشند . کریم مسیحی علاقه خاصی به دنیای رمز و راز و تعلیق دارد وبهترین ان را
در سینمای ایران ساخته (پرده اخر) ولی در تردید قدمی به پیش بعد از سالها نسبت به اثر قبلی
نگذاشته شاید طرفداران پرده اخر توقع بیش از تردید داشتن . ولی در این سالهای قطحی فیلم
خوب تردید جایگاه خوبی دارد .

ماهنامه فیلم ویژه نامه تابستانی خود را اختصاص داده به فیلم های پروانه نمایش نگرفته و اکران
نشده دهه اخیر وقتی مجله را ورق می زدم به صفحه ۱۱۱ رسیدم متوجه شدم
سینه سوختن فقط اثر شیمیایی نیست می شه تو تهران مونده باشی و جنگ نکرده باشی
و یک دفعه احساس سوزش سینه کنی وقتی چشمم به اسم فیلم خودم افتاد در صف
طویل خاکستری بی پروانه نمایش ها . رفقای فراموش شده ای که واقعا فراموش شدن
و جالب که مسولین حتی پروانه نمایش خانگی نا قابل را بر نتابیدن و پرده نقرهای که
که فیلم را خریده بود نتوانست پروانه نمایش خانگی نا قابل برایش بگیرد .
دو سال تما م دوندگی در ارشاد نتیجه نداد چون به نظر انها فیلم از بیخ مشکل دارد
سیاه . خشن . و.......................................
چه ها که در این سالها بر من نرفت ولی الان برای خودم هم این فیلم بایگانی شده مثل
بایگانی مجله فیلم

شهريور است ماهي براي ما شهريوري ها ساده نبود هم تولدت شهريور باشي و هميشه سرنوشت
سال بعد تحصلي ات وابسته به اين ماه باشد ما هم كه يكي از مشتري هاي پرو پا قرص اين ماه
حتي ظهور مرداد هم نتوانست از جذابيت اين ماه بكاهد هر چند نظام جديد اين ماه را از سكه
انداخت .
همه در منزل پدري ايت براي جشن تولد تو جمع اند ولي تو به فكر امتحان لامذهب فردا
همه چمدان ها را براي واپسين روزهاي تعطيلي بسته و تو منتظر كارنامه هميشه
كارنامه اعمال چيز مزخرفي است هرچند در دوران دانشگاه شهريور بهتر بود چون
ثانيه شماري مي كرديم براي بازگشايي اش اما با اين دعا كه دانشگاه بدون حراست بدون
دورس اجباري غير مرتبط و عقيدتي ولي ...........................
شوخي شوخي اين ۳۰ ايم شهريوري است مي گذارنم ديگر وقت ان است كه نرم نرم
با واژه جواني خداحافظي كنم جواني كه هيچ از ان نفهميدم نه من نه هيچ جوان هموطن
۱۷ شهريور با زير ۵ كشته اگر خونين است پس اسم اين روزها چيست
طرز ساخت پستچی سه بار در نمی زند
اول یک عدد برادر حاج حسن فتحی با سابقه مناسبت سازی در سیما خوب ایران یک جاعل خوب
تاریخ ضد یهود ضد کمونیست (مدار صفر درجه) سریال های با زبانی منسوب به خدا رحمت کند
علی حاتمی البته با این تفاوت که دیالوگ های حاتمی اصل بود مال این براد را چین زده اما خوب هم
نزده . و همین سازنده اثر خفیف و به قول قدیمی ها جیم ازداواج به سبک ایرانی .
سپس مقدار زیادی علی حاتمی پوست می کنیم و بعد در دیگ نسل سوخته می رزیم
خدا نگهدارد تارانتینو را برای کسانی نمی فهمنش ۴ پیمانه و بخشی از ژانر هاری
شازده قاجار ۲ عدد لوطی ۱ عدد پتیاره و یک عدد هرچی دلتون می خواد میشه ریخت
بردار جان نمیدونی که وقتی علی حاتمی با زبان شعر تصویر سازی می کرد می خورد
می شد فهمید چی میگه اما این دو به علاوه یک شعر های شما را نمیشه فهمید
زبان عهد قجر را می شه فهمید ولی زبان معاصر و طبقه اول را اصلا تو جامعه ما عینیت نداره
و اخر سر هم که ترسیدی این شاهکار شما را کسی نفهمد به پایین ترین سطح فیلم نامه نویسی
تمام گره وتعلیق داستان را باران کوثری به تما شا چی گفت بخدا ما بیننده شعور داریم برادر فتحی
یا بکار بردن اسم بی ربط فیلم توسط فروتن ولی اقای فتحی پستچی در نمی زند چون اصلا
پستچی نداریم امیل کنید
من بعنوان یک جوان امروزی دیالوگ های بارن کوثری و فروتن را نمی فهمم اصلا نه بالا شهر نه پایین
شهر نه تهران نه جایی ذیگر نمی دانم این زبان ابداعی از کجا امده شاید می خواهید مثل
حاتمی یا کیمیایی زبانی خاص بسازید و نشده جانم علی حاتمی دمکراسی ادبی را رعایت
می کرد دقت کنید به دیالوگ طوقی و بابا شمل زمین تا اسمان فرقش بود چون دوره های انها
متفوت بود یا خواستگار با سوته دلان یا بروید فیلم در ان عهد بسازید یا اینکه معاصر زبان خود
را دارد و بگذریم از فیلم پر از اشکال سن امیر جعفری در معاصر نمی خورد باید ۲ تا کفن پوسانده
باشد و لی ........
اینکه بار یونجه انجا چه می کرد و ..........
پستچی اگر در زن هم باشد ایفون را میزند نه در را


چند مدتی که دیر به دیر تو این وبلاگ می نویسم واقعا دیگه نوشتن سخته راجع به چی بنویسم
چیز هایی که باید بنویسم که نمیشه نوشت .خوب پس فقط شدیم اعلامیه وفات هنرمندان
از فیلم تاتر هم خبری نیست بعد ازاین فکر نکنم خبری باشه البته یک ذره هم تقصیر فیس بوک
تنبل مون کرده چون با یه جمله یا ترانه می نویسی در ان واحد ۱۰۰ نفر می خونن.
هم فراگیر تر هم همون کارایی رو داره ولی وبلاگ نویسی نیست این مزه خودشو داره
امیدوارم بزدوی بتوانم دوباره این وبلاگ رو سرو سامان بدم .
فرخ القا هوشمند بازیگر سینما درگذشت
وی که اهل لاهیجان بود و معروف ترین نقش وی ننه آقای مجموعه صمد بود
وفامیلی همسرش روی خود نهاده بود همسر وی از گریمور های سینما در دهه های ۴۰ و ۵۰
سینما ایران بود .
از کارهای وی می توان به فیلم های صمد / مسافران / باشو غریبه کوچک /دونفر نصفی
اشاره کرد . یادش گرامی باد.
گل بود به به چمن هم اراسته شد . تصور کنید تیمی رو بدون سر مربی
تیمی که استخوان بندی و تمام یاران کلیدی و اصلی اش قرارداد نبستن
در تمام دنیا رسمه بازیکنان اصلی و مهره های کلیدی تیم را قبل اتمام فصل
سریع قراردادشان تمدید می کنند که مبادا تیم دیگری برای انها دندان تیز کند
ولی این مدیر عامل به راحتی نشسته و فصل تمام شده و بازیکنان ازاد راحت
می روند خانه شان هفته ها منتظر می نشیند دریغ از یک زنگ و بعد که با تیم
دیگر قرار داد می بنند تازه مدیر عامل می گوید : اه چی شد چرا همچین شد
می افتند به خواری التماس تا بازیکن قرارداد را با تیم جدید لغو کرده و بازگردد
و بعد که نشد شعار می هند : ما تیم می سازیم نه ویترین
اقای مدیر عامل اگه خود اسکولاری رو هم بیاری امسال این تیم جزو ۶ تای اولم هم
نیمشه .
بازیکنی که پنج فصل است ثابت ترین بازیکن لیگه کاپیتان دوم تیمه
جدیدا بازیکن فیکس ملیه جزو ویترین نیست ارکان اصلیه تیمته
اره تیم تو چون این پرسولیس دیگر ان تیم مردمی و محبوب ما نیست
چون تو هستی درسته یک سریع هوادار چشم گوش بسته همواره طرفداران
حالا هرکی باشه باشه متاسفم من به این هواداران می گویم شما ایرانی هستید
پس هرکی با لا سرتان است رو بپذیرد مگه ایرانی نیستید
نه این رسمش نیست هوادار باید نقد کند باید جلوی کارشکنان که کاری جز
تخریب تیم های مردمی ندارند بایستند .
یکی از وظیفه های خطیر این مسولین جدا کردن بازیکنان اماده با تعصب و ملی پوش
است محمد محمدی را یادتون نیست تا ملی پوش شد اقایان بیرونش کردنند
حالا کریمی و پژمان نوری
امیدوارم که این تیم بدون یال دم و اشکم سقوط نکند
پژمان تو از پرسپولیس نرفتی چون تو چند تن دیگر پرسپولیس هستید
شما پیروزی انصارفرد را ترک کردید
هرجا هستید به سلامت به امید روزی که
این تیم دربه داغون دوباره پرسپولیس شه
ببینید حضرات چه کردید که ما بعد بیست پنج سال که تو گرما و سرما و شب
در ورزشگاه خوابیدن اینک از شنیدن این تیمی که شما ساختید به تهوع می رسیم
البته انتظاری بیش ازاین نیست در این دوران .....................................................
امروز مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان مردم دوره ضرورت سربازی را از ۱۸ ماه به ۲۴ ماه کاهش
داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما بیکاری و بی پولی و هزاران مشغله ودرد سر جوانان را نمی دانید .
حالا که هست چرا زیادش می کنید .
یکبار هم که شده این جوانان را خوشحال کنید . بعد اعلام می کنید کاهش خدمت سربازی شما که
زیادش کردید.
خوش به حال ما جوانان که اینقدر شما به فکر مایید.
دیوید کارادین بازیگر نقش بیل در فیلم کیل بیل تارنتینو خودکشی کرد .
از نقش های مهم وی بجز فیلم کیل بیل یک و دو فیلم بکس کاربرتا مارتین اسکورسیزی بود
و هم چنین بازی در فیلم مسابقه مرگ در سال ۲۰۰۰
وی در هتلی در بانکوک خودکشی نمود .
بياد نقش ماندگار وي در کیل بیل
می گویم .
۱۰ فیلمی که از او دوست داشتم
۱- خاک
۲- گوزنها
۳- غزل
۴ -سلطان
۵- ممل امریکایی
۶- هنرپیشه
۷- دیگه چه خبر
۸ کندو
۹- بت
۱۰ -سرب

کجایی آقا مجید ظروف چی جوب چی که به این جماعت بگی تازان زنگ زده زنجیر زنگ زده بدرد
می خوره اما ساعت زنگ زده نه تازه اون ساعت ها زنگ هاشون زدن که الان زنگ زده شدن
وای به اون ساعت های که موقع موقعش هم زنگی نزندن عین تمارز فوتبال فقط نشون دادن که
می خواهند زنگ بزنن.
آزموده را آزمودن خطا ست .
کاش ما دست از این حمایت های کورکورانه برمی داشتیم .با چشمانی کاملا باز
نقد درست و به چالش کشیندن نظرات او بهترین حمایت از فرد مورد نظر است
ولی قضیه شور انی است با یک سرود با یک دست بند یک شبه چشممان را به روی تمام
تفکراتمان می بندیم و شعار می دهیم و اگر کسی بخواهد نقدش کند او را چنان به رگبار اتهامات
می بندیم حال می خواهد هر کسی باشد . و وقتی به مناظر و سوال می رسد جواب سکوت است
و اینکه ما نمی دانیم رای دادن یک چیز است و حمایت کردن ان هم در یک رسانه (نت) یک چیز
شاید کسی رای می دهد لازم نباشد پاسخگو باشد ولی کسی که حمایت می کند باید باسخگو
باشد چون در حکم یک تبلیغات گر است و وقتی که پاسخ درستی در مقابل منتقدان ندارد
پس یعنی شناخت کافی ندارد و شور حمایت گرفته است .
حمایت های مان نیز مثل همه چیزمان نصفه است نه کامل صحیح و این حمایت ها بدون آگاهی
مثل دوستی خاله خرسه است
دشمن دانا به نادان دوست
ولی فارغ از هر رای نظر اعتقاد باید این را یاد بگریم که حتی به مخالفانمان نیز احترام گذاشته و مهر
بورزیم چه رسد به دوستان

بعلت موارد پیش آمده ورنجش برخی از دوستان
این پست مسدود شد
سکوت کن اگر تو از سکوت به خشم می رسی
سکوت کن
تو سلاحي خواهي ساخت از غرور كينه وبه هم رزمت خواهي گفت
رزممان پاينده خشممان سوزنده گنج مان آينده
(جنتی عطایی)
ساعت قدیمی بزرگ دوست داشتنی پدر بزرگ مثل خودش
اونو کوک کردم چون من هم مثل بابا جون فقط به اون اعتماد داشتم
ساعت ۵ آره ساعت ۵ وقتش بود وقت رفتن هنگام وقت انجام اون کاری .... بماند
سرکشیدن یک شیشه
خوردن چند دیازپام
چیدن چند پاکت خالی
گوش دادن معجزه خاموش
با خیال راحت به اتکا ۵ بار نواختن دنگ دنگ دنگ دنگ دنگ ساعت بزرگ قدیمی و مطمن
پدر بزرگ مثل خودش
در رویا و خواب خود را برای ساعت ۵ آماده کردم
و
ساعت ۵ بار نواخت دنگ دنگ دنگ دنگ دنگ
با کرختی وحشتناکی خود را از تخت به پایین پرت کردم
عزم برای ساعت ۵
لحظه ای مکث
فکر
حساب کتاب
و
دریافت ساعت هر موقعه ای می تواند باشد جز ساعت ۵
چرا؟
چون صد درصد در این روزگار مصلحت اندیش
چرا ساعت پدر بزرگ مصلحت اندیش نشده باشد
نه مثل خودش
باز
فکر شیشه پاکت قرص و
بلند شدم چون
ساعت پدر بزرگ چه با زمان راست یا دروغ دوستش دارم مثل شعر های قنبری

۱
سرود رهايي را پسران و دختران
با صداي رسا از ميان پنجره هاي
اتومبيل تازه خريداري شده
در ميدان (مادر )بانگ زدن
اما مادر در كنار خيابان هاي
حومه شهر
براي لقمه ناني براي فرزند
به پنجره اتومبيل پايين آمده
بله گفت
۲
از غم تكرار
از ترس عادت
چنان روزمرگي خود را كشتم
سالها است
بي تكرا
در گور خودم
آراميده ام
۳
روشن تر از روز
تاريك تر از شب
خاموش تر از
مردماني با دهانبدي از سكوت
رسا تر از بانگ
جلاد سبز پوش
دلگير تر از غروبي
كه در سياهي دود ديده نمي شود
دل انگيز تراز طلوعي
كه در خوابيم
به مسمويت محبت هاي
داد و ستد شده
به گوارايي
آب سهميه بندي شد
به لطافت ابرشيم
گيسوان دختركان
سياه بخت
به سختي دل مردمان
گرفتار
و من آسوده به شاعري
۴
اگر از بلندي هاي البرز
از سواحل سبز خزر
از كوير لوت ؛ خيلج فارس
...........اما
شايد از كوچه پس كوچه هاي خاطره
شايد از جنگل هاي مازندران
............اما از
توانستم از ياد سينماي سوخته آزادي دور شوم
توانستم آسمان آبي تهران را از ياد برم
...........اما از تو
مي خواهم از اين روزهاي خاكستري عبور كنم
مي خواهم جواني رد شد را كورستان برم
۵
خبري خواهد رسيد
همگي هرآنچه كه در دل زبان داريد نثارم خواهيد كرد
من محاصر باران سنگ و دشنام شما خواهم بود
روي دو زانو اما ايستاده
بر حرف خود خواهم ماند
وبا وقاحتي مثال زدني
آن را بار ها و بارها تكرا خواهم كرد
تا بدانيد
مرگ راحتر از بي عشق زيستن است
به صالح علا گیر ندهیم

نه لازم است به تفکر صالح علا شک کنید نه به یک فوج هنرمند محبوب که هم کاسه برادر ده نمکی
اند نه اینکه چرا کارگردان فیلم تجاری سخیف ازدواج به سبک ایرانی می تواند همه ما را روزهای زوج
بنشاند تا در یاد دیالوگ های شعر گونه مرحوم علی حاتمی به دو شعر ها (گل واژه ) او گوش کنیم
ناراحت نشویم که ای وای ده نمکی در برنامه صالح علا وای خاک برسرم تنها برنامه فرهنگی سبما ؟
عاقلان که از قبل می دانستند به کارشناسان برنامه توجه کنید ؟
تاتر/ برادر محمد رحمانیان کارگردان ارزشی و مذهبی (پل/اسب ها /عشقعه) تمامی مذهبی و
مناسبتی در سالن های اصلی بوده است .
سینما/کسی که عناد وی بر روشنفکران بر کسی پوشیده نیست وساخت ضد روشنفکری ترین
و ارتجاعی ترین سریال تاریخ ایران .از نظر ایشان خانواده خوب روی زمین غذا می خورد خواهر جلوی
برادر و پدر چادر سرش می کنند و حرمت بزرگتر را دارند ولی وای خانواده بدها مشروب می خورند
مادر را می زنند روی میز غذا می خورند کالباس هم می خورند . همه چپ ها قاچاقچی هستند
دیده بودیم مگر در اب و اتش یک روشنفکر سر خورده را پاانداز نشان نداد برادر جیرانی
حال پس می بینیم برنامه فرهنگی آقای صالح علا (من شخصا ایشان را دوست دارم وحرمت شاگردی
ایشان را در دانشگده حفظ می کنم) با آمدن ده نمکی خراب نشده چون ده نمکی نما ها کارشناس
بودند . بد مگه ده نمکی آدم بدی است همه به دیدین فیلمش رفتیم خودمان را گول نزنیم
در جمع اه اه بریم فیلم سر دسته گروه ....... ببینیم مگه کوی فلان یادتون رفته ...
دروغ نگیم پس این فروش از کجا امده توی این هم تقلب کردند نه رفتید رفتیم و دیدیم جوک تصویری
رو . درسته اخراجی ها بی ارزشه از همه لحاظ ولی یادمون باشه همین بابه میل ماست
ما مردم ایران زمین پس به صالح علا و برادان کارشناس هنری گیر ندهیم
صبح یهویی از خواب پریدم و ترسیدم چون این اتاق اتاق من نیست بعد دیدم که تخت هم تخت من
نیست به آینه اون قیافه هم قیافه من نیست گیج شدم که دیدم اه پیراهن تنم را رو می شناسم
همون پیراهن قرمز ه است که تو اراک گرفته بودم بلند شدم دیدم بی ادبی شلوار هم پام نیست
گشتم زیر تخت یه شلوار پیدا کردم اما اونم شلوار من نیست اخه من هیچ وقت شلوار پارچه ای
نمی پوشم . سریع از خونه ناشناس زدم بیرون دیدم محله رو هم نمی شناسم ترس ورم داشت
که یکدفعه نگاهم به اسمان افتاد و بادیدن هوای آلوده خیالم راحت شد که تو تهرانم جلو رفتم
فهمیدم طرف های شرق تهرانم حدود تهران پارس اخه می دونید من مال غرب تهرانم اما
هرچه رفتم به جایی نرسیدم اومدم از یه آقا سوال بپرسم دیدم با تعجب به من نگاه کرد
کفتم خوب یه دربست می گیرم می رم خونه ولی پول نداشتم کیف ام تو شلوار جین ام بود
برگردم او ن خونه ناشناس شاید پول بشه که دیدم ای بابا کلید اونجا رو ندارم .
جلوی ماشینی را گرفتم گفتم ۵۰۰۰ ملک یارو عربی حرف می زد اومدم بقالی سوالی کنم
دیدم همه دارن عربی صحبت می کنند . ترسیدم به فکر اون سه سال راهنمایی و ۴ سال دبیرستان
و ۳ واحد اجباری عربی دانشگاه افتادم جلوی ماشین بعدی را گرفتم و گفتم سیدی ملک شکران
خندید گفتم انا عجم رفت نشستم کنار خیابان یه ماشین عجیب کنارم واساد به عربی صحبت
کرد کاش بجای انگلیسی که واحد هاش کمتر بود عربی که ازش متنفر بودم را بهتر یاد می گرفتم
گقت های خوشحال گفتم کن یو اسپیک انگلیش گفت یا خلاصه بهش گفتم پول ندارم عربی بلد
نیستم سوار کرد گفت کجا میری گفتم هفت تیر با تعجب هفت تیر کجاست بابا معروف ترین میدان تهران
تهران اهان اسم قدیم این شهر سرم گیج رفت جلوی پیره مردی ایستاد اونم سوار شد بهش گفت
تمام جریان رو پیرمرد من نگاه کرد گفت فارسی حرف می زنی گفتم شما بلدی
خندید زبان دوران بچگی ما بود اسم خیابان ها عوض شد الان به هفت تیر می گن شیخ حسن
گفتم چند سال گفت ۵۰ ساله داشتم روانی می شدم رسیدم دمه خونه ولی خیلی فرق کرده بود
اما هیجان داشتم گفتم بابا پست مدرن زمان جابجا شده عین فیلم های لینچ اومدم زنگ خونمون وبزنم
دیدم دو تا رنگ است پیرمرد گفت راستی رو بزن مال آقایونه گفتم مگه زن و مرد دراه گفت اره
زدم زنی ورداشت عربی حرف زد پیره مرد باهاش صحبت کرد و به من گفت بریم امشب خونه من
گفتم چرا گفت می دونستم این خونه تو دیگه نیست گفتم چی شده گفت عزیزم تو هم جزو اون
خواب رفته هایی ۵۹ ساله مثل تو زیاده بیرم خونه بهت میگم هرکی فارسی حرف بزنه میگیرنش
می برن دیونه خونه ....
یکدفعه از خواب پریدم دیدم تخت خودمه اتاق خودمه خودمم با همون لباس قرمزه شلوار جین ام
هست فقط سیگارم تموم شده ساعت ۱۲ است رفتم سر کوچه سیگار بخرم تو فکر خوابم بودم
که صدای بلندی شروع به خوندن کرد اما نه فارسی دوباره ترسیدم هرچند یه عمر که هروز اونو
می شنوم به درو دیوار وبیلبورد ها نگاه کردم مردم ترسیدم رفتم خونه زنگ زدم کسی در باز نکرد
زنم که سره کاره اهان مامانم که خونه ماست چرا در باز نمیکنه بعد ۱۰ دقیقه کنار در نشستن
در واز شد با تعجب رفتم بابا مادرم با چادر بود عربی چیزهایی می گفت گفتم در رو چرا باز نکردی
گفت سر نماز بودم مادر داشتم دعات می کردم رفتم تو اتاقم ۳۰ کلورازپام شمردم خوردم خوابیدن
اخیش دارم راحت می شم رفتم توخلسه به فکر وریا نبودم چون تو محله ما یک دکل بزرگ هست
پارازیت شدید داره رویا های سیگنال ندارن توگیجی قبل رفتن اومدم حداقل یه خواب خوب ببینم
چه خوب خواب دبدن دست خودمونه که یه دفه تو لحظه های اخر تصویر جلوی چشمام اومد
خواب بین محترم طبق قانون مصوب جدید دیدن این جور خواب ها مسدود است


(پژمان نوري -پژمان بازغي)
اشتباه نكنيد اصلا قصد من پرادختن به قضيه فوتبال و سينما نيست چون در عمق هيچ ربطي به هم
ندارند جز يه چيزهايي كه گفتنش سخته
مثل اينكه تو هر دوتاشون باند بازي
تو هر دوتاشون آدم هاي وارد و اينكاره دخيل نيستن
و اتفاق هايي كه در آن دو مي افتد غير قابل تصور است .
و اينكه بعضي چيز ها را مي توان در هردو پيش بيني كرد
مثل امسال باز به زور ۵ فيلم خوب به اكران مي رسد
باز امسال تقوايي فيلم نمي سازد .
۹ سال ديگر به ساخت فيلم جديد بيضايي مانده.
در آمار گيري ها سريال يوسف بهترين و پر مخاطب ترين است حتي از لاست و ۲۴
و..........
در فوتبال هم امسال مربي جديد با اختيار تام قرارداد ۳ ساله مي بند
و سال بعد بركنار مي شود .
اگر به جام جهاني برويم فدراسيون و رييس تربيت بدني پيام تبريك داده
اگر به جام جهاني نرويم هر دو خواهند گفت سريعا يك مريي درجه يك بين ال مي اوريم در حد فرگوسن
و هفته بعد مربي بركنار شده يمن از پرتغال قرار داد پروازي مي بندد.
و آخر هر مربي بيايد باز پژمان نوري به تيم ملي دعوت نمي شود
همان طور امسال نوبت سيمرغ پژمان بازغي نيست
و نتيجه مي گيريم همش تقصير مردم است از بس كه اين دو (فوتبال.سينما) را دوست دارند
اگر شايد مردم به آنها توجه نمي كردند و علاقه اي به آنها ابراز نمي كرند اين دو پيشرفت مي كردند
آخه چقدر از دست اين مردم بكشيم .
تا اخراج مربي بعدي و ساخت اخراجي هاي ۳ بدرود

وقتی تعطیلات نوروزی خود را در شمال نمیه کاره رها کرده و سریعا خود را از شمال به تهران رساندم
تا به دیدن فیلم وقتی همه خوابییم بروم صف کلیومتری را جلوی گیشه سینما دیدم ذوق زده شدم
به به از فیلم آقای بیضایی استقبال شده مردم برای فیلم خوب هم به سینما می آیند . وقتی صف
هزار نفری را طی میکردم آنهم در سانس عصر و خوشحال رفتم ابتدا صف تا ببینم به ما بیلط می رسد
یا نه و سوالی کردم و جواب ؟
نه آقا این صف سالن اصلی اخراجی های ۲ ده نمکی است او ن فیلم سالن کوچیکه است .
سالن کوچیکه مثل یک فحش ناموس بود . به باجه سالن کوچیکه رفتم بیلط فروش سالن کوچیکه
خواب بود بیدارش کردم بلند نشده گفت آقای گیشه اخراجی همون سالن اصلی اون وره
سالن کوچیکه سالن بزرگه
نه آقا همین فیلم رو ببینم ............
و با همسرم به تماشای اختصاصی فیلم رفتیم . چون کسی جز ما در سالن کوچیکه نبود امان از
سالن بزرگه بعد از ده سال سالن کوچیکه و کسی سال دومه ..............سالن بزرگه
بگذریم .....

۳ نکته فیلم وقتی همه خوابیم
۱- دیدن فیلمی دیگر از استاد بیضایی
۲-خنک شدن دل اهالی دل سوخته سینما از این فیلم (شنیدن و دیدن حرف های دل مان)
۳-بازی فوق العاده هدایت هاشمی در نقش بیضایی

و کاش این لذت بردن ۱۰ سال یک بار نبود و سالن کوچیکه
وکاشکی تمام تهیه کننده ها را مجبور می کردن بروند و این فیلم را ببیند ولی یک مشکلی است
که اگر وجدانی در کار باشد با خودکشی دسته جمعی تهیه کننده ها روبرو می شویم
ولی یادتان نرود تهیه کننده خوب مثل یک سرخ ..... خوب نیست ... هست ... سالن کوچیکه....
قبل ها گذشت آینده نیز بگذرد اما این نمی گذرد اگر هم بگذر از یاد نمی رود
این سال سخت سیاه پردرد ر ملال و طولانی
من دلم سخت گرفته است از این میهمان خانه میهمان کش روزش تاریک
نه بوی عیدی نه حال و هوای بهاری نه چهارشنبه سوری نه دلخوشی و امیدی
هیچ چیزی بدتر از ناامیدی نیست بعد این سالهای سخت .
سالی پر ازشکست از هنر / سیاست/ورزش/اقتصاد/................
هنر .
سالی خنثی در سینما تاتر موسقی و سیما
همه شکست وای به ما که حاصل سال ما اخراجی های ۲ دلداده و ده رقمی مادرزن سلام با جناق ....
تاتر که دیگر هیچ و موسیقی سال ماه هم که با ساسی مانکن سر شد .
و مرگ عزیزان / خسرو شکیبایی/ داوری فر/ مهر نیا / میری / رادی
ورزش
شکست مفتضحانه در المپیک
شکست کشتی در خانه
تیم ملی بی رمق
انتخاب ریس فدراسیون غیر مرتبط و رییس کمتیه المپیک
اقتصاد
گرانی و تورم گم شدن یک ملیون دلار کسری بودجه قیمت مسکن
و سیاست که صحبت در باره آن لازم نیست
گفتنی های کم نیست من تو کم بودیم
اجتماعی
راه آورد دستاوری بیش زیاد شدن ماشین های گشت ارشاد و ..............
آیا عیدی می ماند بوی بهاری می رسد
آب زنید راه را شاید بوی بهار برسد که نخواهد رسید . بی رمق ترین و بی انگیزه ترین اسفند تاریخ
زندگانی نسل من سپری می شود واندکی جوانان سطحی اندیش نیز به عشق آمدن مردی با عبای
شکلاتی به پیشواز عید می رفتند که آنان نیز مایوس شدند چون نمی آید چون قرار نبود بیاید
حال می امد مگر آن هشت سال چه کردیم و چه دیدم .فقط رسوای عالم نشدیم .
که می تواند ادعا کند چشم به راه بهاری است سبز
من این بهار را نیز نمی خواهم بهاری را که من می خواهم بهاری است تمام سال سبز باشیم
دیگر با کقش لباس نو شاد نمی شوم . دلم برای اسکناس تا نخورده لای شاهنامه غنج نمی رود
اجیل در میهمانی طمع ندارد ذیگر متل قو ترافیکی سنگین تر از همت دارد
با بنزینی ۴۰۰ تومان هموطن کجا میروی . با پول کمک های مردمی چند ماه از سال را می گذرانی
با جشن عاطفه ها می توانی دختر ۱۶ ساله ات برای کنسرت به دبی ببری
با عیدی کارمندان دولت می توان سواحل آنتالیا را دید . شهریه دانشگاه آزاد پسرت فراموش کن در بهار
برای هفت سین سکه داری . طرح یارانه را فراموش کن سوبسید آب و برق و گاز افسانه است
دلت را برای ماهواره امید خوش کن سراسر امید است .
اگر نان در سفره نداری چه باک به فزندت بگو آینده برای توست نیروگاه اتمی بوشهر در راه است
دوستان با دیدن صورت سرخ و خجل پدران درمانده در شب عید چه عیدی در راه است .
کاش امسال پیک شادی داشتم که شاید شادی در خانه بود حتی اسمش
برادرم که شب با ماشین در خیابان بنزین سهمیه ای می سوزانی از دیدن دخترک کنار خیابان به وجد
می ایی به گاز شاید تراولی از تراول های جیب تو قسمت شب عید دخترک باشد ما چشم های مان را
می بندیم تا نه تو نه دخترک اشک ها یمان را نبینید .
شیشه های ماشین را برای پسر گل فروش در اسفند بالا نبریم خواهرم برای که اسفند دود می کنی
شیشه اتومبیل ها بالا می رود تا طنین سیتم های صوتی با نوای نی ناش ناش ساسی مانکن
در ماشین بچرخد .
آقای سپهری چشم هایمان را شستیم مشکل از چشم ما نیست هوای تهران آلوده است
زندگی سیبی است گاز باید زد سهراب جان می دانی سیب سرخ کیلویی چند است
اگر الان بودی چه می سرودی اما قطار سیاست بر همچان سبک است این مترو های جدید ان که
شلوغ سنگین می روند راستی سهراب جان بی آرتی هم داریم . سینما آزادی ۵ طبقه
اریکه سه سالن تاتر شهر هم به زودی خواهد ریخت .
ما دیگر سی دی های کپی نمی خریم فیلم های اکران را بقالی سر کوچه با هولوگرام دارد
از بس مردم ما به سینما میروند ؟
دیگر ادامه نمی دهم خسته تان نمی کنم می دانم مشغول خانه تکانی هستید
بروید و از بهار و عید سر سبز تان لذت ببرید که من لذت دانم پر است
بهار تلخ و سرد تهران خوش آمدی
من که خوابم
